ماماطب
مامایی یک حرفه تکاملی‌ست!

طلاق:۴ علت خیانت ،فریب وبی وفایی همسران

طلاق: موفقیت ازدواج شما بستگی به نحوه سازگاری شما با یکدیگر از طریق این تغییرات شخصی دارد.حمایت از اهداف یکدیگر مهم است، اما چه اتفاقی می‌افتد وقتی که این اهداف بسیار متناقض هستند؟

طلاق:۴ علت خیانت ،فریب وبی وفایی همسران

برای مثال، یک همسر می‌خواهد شغل جدیدی از نو آغاز کند، شما تصمیم می‌گیرید که زندگی شهری دیگر برای شما مناسب نیست و شما می‌خواهید به روستا بروید، یا یکی از شما می‌خواهد مذهب خود را تغییر دهید؟

طلاق در برابرقطع ارتباط

طلاق

چهار چالش‌های مشکل برای پایداری ازدواج تان هستند. آن‌ها اغلب به طلاق منجر می‌شوند . اگر طلاق نگیرند، ازدواجی ناخوشایند و آشفته صورت می‌گیرد.

به خصوص اگر هر دوی شما کمک حرفه‌ای برای پرداختن برروی این مسائل کسب نکنید.

کمک با روانپزشکان واجد شرایط و باتجربه در دسترس زوجین  است، و این به شما شانس مبارزه برای شناسایی و کار در این موانع را می‌دهد.

عملکردهای گذشته وخیانت:چگونه اعتماد به نفس خود را بازسازی کنید؟

اعتماد به یک رابطه نزدیک  وصمیمی ریشه در احساس امنیت با شخص دیگری دارد.

خیانت ، دروغ، یا وعده‌های دروغ می‌تواند به شدت به اعتماد بین زن و شوهر آسیب برساند. با این حال، این لزوما به این معنا نیست که ازدواج نمی تواند به شکست منجرشود.

اگرچه بازسازی اعتماد می‌تواند زمانی چالش برانگیز باشد که یک نقض مهم وجود داشته باشد، در حقیقت، اگر هر دو طرف متعهد به رویکرد باشند، ممکن است.

طلاق

بهبود ارتباطات

زمان و تلاش زیادی طول می‌کشد تا احساس امنیت برقرار کنید که برای رشد و موفقیت خود در یک ازدواج نیاز دارید.

بهبودی از آسیب‌های ناشی از شکست در اعتماد موقعیتی است که بسیاری از زوج‌هایی که می‌خواهند به مسیر خود بازگردند می‌توانند درآن گیر کنند.

تحقیقات نشان داده‌است که زوج‌ها باید پنج نقطه پیوسته زیر را برای  جلوگیری موثر از نقض اعتماد مورد توجه قرار دهند:

  • آگاهی از جزئیات
  • رهایی از خشم
  • نشان دادن تعهد
  • بازسازی اعتماد
  • بازسازی رابطه

چه شما شریک جرم و یا خیانت هستید،یا نه  برای بازسازی اعتماد در ازدواج تان، هر دوی شما باید تعهد خود را نسبت به ازدواج خود و به هم دیگر بازسازی کنید.

حتی در موارد آشکار از خیانت، همیشه دو طرف وجود دارد.

شریک جرم باید اطلاعات مشخص ودرست ، علاوه بر دادن پاسخ روشن به هر سوالی یا کل سوالات  از طرف همسرخود ارایه دهد.

این به طرف خیانت شده درکی گسترده‌تر از وضعیت خواهد داد.

چه اتفاقی افتاد، کجا و چه زمانی؟

چه احساسات و یا مشکلات ممکن است در این وضعیت نقش داشته باشند؟

طلاق

رهایی ازخشم

حتی نقض جزئی اعتماد می‌تواند منجر به مشکلات جسمی، عاطفی و فیزیکی شود. همسران ممکن است مشکل خواب یا کاهش اشتها داشته باشند.

آن‌ها ممکن است نسبت به چیزهای کوچک عصبانی شوند و یا به سرعت تحریک شوند.

در حالی که ممکن است باعث کلی خشم و احساسات ناراحت کننده  باشد، ضروری است که ازخیانت همسران واعکاس تمام احساساتی که دارند ،آگاه شد.

تاثیر خیانت همسر خود رابرروی شما و دیگران در نظر بگیرید.طلاق

در مورد نحوه قطع رابطه و تمام سوالات و تردیدهایی که در حال حاضر در حال ظهور هستند، فکر کنید. همسر خود را از تمام این احساسات آگاه کنید.

حتی همسر خیانت کار نیز تشویق می‌شود تا هرگونه احساس خشم و عصبانیت را ابراز کند که ممکن است از آن زمان قبل از حادثه به آن پناه برده باشد.

نشان دادن تعهد

هر دو طرف، به خصوص در مورد خیانت، ممکن است در مورد تعهد خود نسبت به این رابطه سوال کرده و از خود بپرسند که آیا این رابطه هنوز هم برای آن‌ها مناسب است یا خیر.

اعمال همدلی، به اشتراک گذاری درد، ناامیدی و عصبانیت؛ نشان دادن پشیمانی وافسوس ؛ و میسرساختن فضا برای تصدیق وتایید احساسات جریحه‌دار شده – می‌تواند به هر دو طرف التیام دهد.

صرفنظر از این موضوع، تعریف هر دو طرف از این رابطه می‌تواند به همسران کمک کند تا درک کنند که این رابطه در حال پیشرفت با انتظارات واضح است که هر فرد، در حرکت رو به جلو، با برآورده کردن آن موافقت کرده‌است.

هر دو طرف باید تلاش کنند تا تعیین کنند چه چیزی مورد نیاز است که متعهد به انجام آن دراین رابطه باشند. در ارتباط با این مساله، از استفاده از کلماتی که می‌تواند باعث تعارض شود اجتناب کنید (به عنوان مثال، همیشه، باید، هرگز نباید)در توصیف آنچه می‌بینید، انتظار داشته باشید، و یا از همسرتان می‌خواهید.

طلاق

به جای آن کلماتی را انتخاب کنید که گفتگوی آزاد را تسهیل کرده و از “من” سرزنش آمیز استفاده نکنید.طلاق

به عنوان مثال، ” من نیاز دارم که در زندگی خود اولویت داشته باشم.” شما هرگز مرا در اولویت قرار نخواهید داد.”.طلاق

بازسازی اعتماد

با هم، شما باید هدف‌های مشخص و زمان واقع‌بینانه برای رسیدن به مسیر ازدواج خود تعیین کنید.

باتایید به اینکه اعتماد بازسازی زمان می‌برد و نیاز به موارد زیر دارد:

تصمیم بگیرید که ببخشید یا بخشوده شوید.

با تلاش برای رها کردن گذشته تصمیم آگاهاانه برای عشق بگیرید. در حالی که دست یابی به این هدف به طور کامل ممکن است مدتی طول بکشد، ارتکاب به آن چیزی است که راه حل آن است.

برای رشد و بهبودی خود صریح باشید.

شما نمی‌توانید اعتماد شکسته خود را با وعده‌های و اظهارات عفو بهبوددهید.

دلایل اساسی برای خیانت باید شناسایی، بررسی شده، و توسط هر دو همسر برای بررسیمسایل پنهانی در نظر گرفته شوند.

از احساسات درونی خود آگاه باشید و افکار خود را به اشتراک بگذارید.

تنها گذاشتن یک طرف برای آزار دادن در مورد موقعیت یا اقدام که اعتماد را مختل کرده، قرار نیست هیچ چیزی را حل کند.

در عوض، مهم است که به صراحت در مورد جزئیات بحث کرده و تمام احساسات خشم و رنجش را بیان کنید.

طلاق

هیچ جایی برای سرویس بیانی و یا دروغ‌های بیشتر وجود ندارد.

صادق باشید و به خواسته‌های خود وفادار بمانید.

هنگامی که نکات بالا توسط هر دو طرف موردتوجه گرفته شد، به طور صریح درباره اهداف خود صحبت کنید و به طور منظم چک کنید تا مطمئن شوید که در مسیر حرکت هستید.

به عنوان فردی که رابطه را به خطر می‌اندازد، ممکن است سخت یا حتی دردناک باشد تا اشتباه شما را به یاد آورد.

با این حال به یاد داشته باشید که مراحل فوق برای فرآیند ترمیم و بازیابی ضروری هستند.

همانطور که روی آن‌ها کار می‌کنید:

اگر شما در ازدواج تان کسی هستید که دروغ گفته، تقلب کرده، یا اعتماد را ازبین برده، شریک شما به شما نیاز دارد تا نشان دهید رفتار اشتباه با تغییر رفتار شما از بین رفته‌است.

این یعنی هیچ رازی ، دروغ، بی‌وفایی، یا هر چیز دیگروجودندارد.

از این به بعدکاملا صریح، آشکار وآماده شروع کنید.

صادق باشید.

برای درک و بیان این که چرا رفتار بد رخ داده‌است تلاش کنید.

اظهاراتی مانند “من نمی‌دانم” اعتماد به نفس را ایجاد نمی‌کنند و یا به شما در رسیدن به ریشه این مساله کمک نمی‌کنند.

مسئولیت‌پذیری در قبال اعمال و تصمیمات خود را در نظر بگیرید؛ حالت تدافعی تنها جنگ یا بحران را تداوم خواهد بخشید.

توجیه رفتار خود براساس آنچه که همسرتان انجام می‌دهد و یا در گذشته انجام شده‌است نیز مفید نیست.

طلاق

درارتباط با خیانت

در حالی که حرکت رو به جلو بر  چیزی که شریک شما قادر است به شما نشان دهد، بستگی دارد، به یاد داشته باشید که کاری که شما انجام می‌دهید ارتباط زیادی با موفقیت احتمالی شما دارد.

به طور فعال روی درک این که چرا و چه چیزی به اشتباه در رابطه پیش از وقوع خیانت رخ می‌دهد، تلاش کنید.طلاق

در حالی که این به شما در فراموش کردن آنچه که اتفاق می‌افتد کمک نخواهد کرد، ممکن است به شما کمک کند پاسخی دریافت کنید که به آن نیاز دارید.

به همان اندازه که ممکن است،دشوارباشد  زمانی که شما متعهد به بخشیدن شریک خود هستید، بر روی ارائه واکنش‌های مثبت و تقویت به شریک خود برای کمک به دادن بازخورد سازگار به چیزهایی که شما را راضی می‌کنند و یا شما را خوشحال می‌کنند، کار کنید.

بدانید که اگر نمی‌خواهید به رابطه پس از بررسی مراحل بالا و یا شروع آن‌ها ادامه دهید نیز خوب است.

تنها با خودتان  و شریک زندگی تانصادق باشید،، تنها به این دلیل که احساس می‌کنید این چیزی است که از شما به عنوان یک شریک وفادار انتظار می‌رود.

در حالی که کار مستقلی برای انجام دادن وجود دارد، به یاد داشته باشید:

به طور کامل به یکدیگر گوش دهید.طلاق

به یکدیگر یادآوری کنید که هر کدام مستحق پاسخ صریح و صادقانه به سوالات شما در مورد خیانت هستند.

بازسازی رابطه

طلاق

زمانی که زوج‌ها متعهد به بازسازی اعتماد شده‌اند، آن‌ها باید در برخورد با این رابطه کار کنند مثل این که این رابطه کاملا جدید است.

هر دو طرف باید از آن‌ها بپرسند که واقعا به چه چیزی نیاز دارند و از شریک خود انتظار نداشته باشند که به سادگی آنچه را که می‌خواهند بدانند.

به این رابطه جدید اعتماد کنید، اگر چه با همان شخص است.طلاق

عدم اعتماد ناشی از ترس و یا عصبانیت باعث می‌شود که شما از ارتباط احساسی با شریک تان جلوگیری کنید.

این باعث می‌شود که رابطه تان به سمت جلو حرکت نکند.

در عوض، با انجام کار های مورد نیاز در ایجاد اعتماد و بازسازی یک ارتباط حمایتی متقابل، به سمت بازسازی این رابطه کار کنید.

در مورد این که یک رابطه سالم چه شکلی برای شما دارد، به توافق برسید.

برخی مثال‌ها شامل ایجاد شب‌های تاریخی، کار بر روی یک برنامه پنج ساله، ده سال و حتی ۲۰ ساله با هم، پیدا کردن نوع بیان عشق تان، و چک کردن در رابطه با این که چطور احساس می‌کنید رابطه انجام می‌شود .

به یاد داشته باشید که تمام روابط نیازبه کار دارند.

حتی نزدیک‌ترین زوج‌های هم باید به سختی تلاش کنندتا برای همدیگر جذاب بمانند در حالی که تلاش می‌کنند در همان مسیر سالی بعد رشد کنند.

اگر به پنج مساله فهرست‌شده در بالا رسیدگی کنید، می‌توانید بر روی ساخت یک رابطه سالم، شادتر، و بهتر کار کنید:

تنها در صورتی امکان پذیر است که شما قوی بمانید و متعهد باشید که با هم روی آن کار کنید.

یک درمانگر می‌تواند به شما در این فرآیند کمک کند، که چرا، و چگونه چه اتفاقی برای کمک به شما برای حرکت به سمت جلو رخ داده‌است.

هر دو طرف باید پذیرای مشاوره باشند تا درک بهتری از چیزی که باعث شکسته شدن اعتماد می‌شود داشته باشند، اما بدانید که ممکن است بخواهید به دنبال درمان فردی علاوه بر درمان زوج‌ها باشید.

انواع مختلفی از درمان برای زوج‌هایی وجود دارد که برای برقراری مجدد اعتماد، ارتباط و رابطه ای طراحی شده‌اند که می‌تواند به ویژه مفید باشد.

با ادامه کار و درمان، شما ممکن است بعد از عبور از چنین بحرانی، با یک ازدواج مستحکم دیگر سر و کار داشته باشید.

دلایل اینکه چرا افراد متاهل فریب میخورند

در اینجا دلایل بسیاری وجود دارد که چرا افراد متاهل فریب میخورند.

بیش از ۴۰ درصد زوج‌های متاهل تحت‌تاثیر خیانت قرار دارند، و علی‌رغم درصد بالایی، بیشتر مردم – حتی آن‌هایی که ازمسیر درست منحرف شده اند – می‌گویند که خیانت نادرست است.

عوامل خطرساز مانند اختلالات شخصیت و مسائل مربوط به دوران کودکی و همچنین عواملیاز قبیل رسانه‌های اجتماعی و مرزه‌ای ضعیف، می‌تواند این احتمال را افزایش دهد که یکی از این دلایل منجر به نوعی از این انحرافات شود.

ناامیدی در ازدواج یک محرک رایج است – فرد فریبکارمی‌تواند چندین بار تلاش کند تا مشکلات را حل کند.

شاید او در مورد ازدواج فکر کرده بود و یا نسبت به توجه به یک نوزاد جدید حسادت می‌کرد و هیچ کدام  از مهارت های  لازم برای برقراری ارتباط با این احساسات را نداشته است.طلاق

شاید همسر منحرف شده، بارها و بارها، بی‌توجهی، سو استفاده، دیده یا والدینی داشته باشد که خیانت می‌کنند – که با توانایی او در حفظ رابطه متعهد تداخل می‌کند.

اغلب فرد فریبکار، فاقد همدلی است، یا به سادگی به عواقب آن اهمیت نمی‌دهد.طلاق

ما نگاهی به تعدادی از عوامل ریسک و دلایل خیانت می‌اندازیم اما مهم است که به جلو اشاره کنیم که یک همسر باعث خیانت همسر خودنشود.

چه این یک فریاد برای کمک، یک استراتژی خروج، یا وسیله‌ای برای انتقام گرفتن بعد از خیانت به خودشان باشد، فرد خیانت کار تنها مسئول این خیانت است.

عوامل خطر بی‌وفایی در زناشویی:طلاق

انگیزه‌ها در رابطه با سکس متفاوت می باشند:

مردان بیشتر از زنان روابط جنسی دارند و اغلب به دنبال سکس یا توجه بیشتر هستند.

مردان عشق خود را به روش فیزیکی بیشتری ابراز می‌کنند – آن‌ها اغلب “کلمات احساسی” برای همسرانشان را ندارند

بنابراین رابطه جنسی وسکس به یک مسیر مهم برای ارتباط و صمیمیت تبدیل می‌شود.

اگر مردان از نظر جنسی راضی نباشند (برای مثال، اگر همسر آن‌ها اغلب سکس را کاهش دهد)، آن ردکردن قلبی را قبول می‌کنند، و به راحتی می‌تواند به احساس “مورد دوست نداشتن” تبدیل شود.

  • در حقیقت مردان بیشتر از زنان به خاطر احساس ناامنی خیانت می‌کنند.
  • وقتی زنان خیانت می‌کنند، اغلب سعی می‌کنند که خلا عاطفی را پر کنند.
  • زنان اغلب از قطع ارتباط با همسر و تمایل به مطلوب بودن و محبوب بودن شکایت دارند.

زنان به احتمال زیاد دچاراحساس نامناسب بودن  یا نادیده گرفته شدن می‌شوند و به دنبال صمیمیت عاطفی یک رابطه بیرون از ازدواج هستند.این رابطه جنسی اغلب یک شریک “انتقالی” برای زن به عنوان راهی برای پایان دادن به رابطه باهمسر است.

او به طور جدی به دنبال ترک ازدواج خود است و این فرد دیگر به او کمک می‌کند که این کار را بکند.

به این معنا نیست که رضایت جنسی، محرک اصلی امور زنان و نیز شوهران نیست. در یک مطالعه از مردان و زنانی که فعالانه در حال پی‌گیری و یا مشارکت در امور خارج از ازدواج بودند، هر دو جنس گفتند که امیدوار هستند زندگی جنسی خود را بهبود بخشند، زیرا احساس می‌کردند که رابطه اولیه شان مابین این سطوح وجود ندارد.

به طور مشابه، ملالت در رابطه زناشویی ممکن است هم مردان و هم زنان را به خیانت سوق دهد.

عوامل و فاکتورهای خطر

دلایل و فاکتورهای متعددی وجود دارد که چرا مردان و زنان ممکن است درگیر روابط نامشروع شوند، اما عوامل خطر خاص – یا با یکی از افراد یا ازدواج به عنوان یک کل – احتمال وقوع آن را افزایش می‌دهد

عوامل خطر با یک فرد

قاعده کلی این است که همه کسانی که دراین رابطه درگیرند،مقصرند یا در این مورد، ازدواج آن‌ها با یک رابطه نابودمیشود، اما قطعا استثناهایی وجود دارد.

طلاق

عوامل که احتمال خیانت را افزایش می‌دهند:

اعتیاد: اعتیاد به مواد مخدر، چه اعتیاد به الکل، مواد مخدر، قمار، یا چیز دیگر، عوامل خطر آشکاری هستند. الکل به طور خاص می‌تواند این موانع را کاهش دهد به طوری که شخصی که در هنگام آرامش ،نمی خواهد به او توجه جنسی شود، ممکن است از مرز عبور کند.

خیانت های قبلی: گفتن ”  یک خیانتکار، همیشه یک خیانت کارخواهدبود،داستان بیشتر زنان گذشته است.

در این مطالعه، افرادی که در یک رابطه جنسی خارج از ازدواج حضور داشتند، سه برابر بیشتر احتمال داشت که در روابط خارج از ازدواج در رابطه بعدی خود مشارکت داشته باشند.

اختلالات شخصیت و مشکلات روانی: افرادی که دارای ویژگی‌های خودشیفته و یا اختلالات شخصیتی مانند اختلال شخصیت خودشیفته و یا اختلال شخصیت ضداجتماعی باشند، احتمال خیانت درآنها بیشتر است.

با خودشیفتگی، ممکن است یک رابطه سکس از نفس و حس استحقاق ناشی شود. علاوه بر خودگرای بودن، افراد با این اختلالات اغلب فاقد همدلی هستند، بنابراین آن‌ها از تاثیر اقدامات خود بر روی همسر خود آگاهی ندارند واهمیتی نمی دهند.

مسایل روانشناسی خاص یا ویژگی‌های شخصیتی که خطر زنا در ازدواج را افزایش می‌دهند، ممکن است بین زن و مرد فرق کند.

برخی از سبک‌های دلبستگی، مانند اجتناب از دلبستگی یا ناامنی دلبستگی، همچنین اختلالات دوستی نیز در رابطه با میل به خیانت به نظر می‌رسند. اعتماد به نفس و ناامنی هم می‌تواند خطر یک رابطه را به عنوان راهی برای اثبات شایستگی افزایش دهد.

بیماری روانی: برخی بیماری‌های روانی، مانند اختلال دوقطبی، عامل خطر خیانت در ازدواج هستند.

مسائل کودکی: داشتن سابقه آسیب به دوران کودکی (مانند سو استفاده جسمی، جنسی یا عاطفی یا بی‌توجهی)با احتمال بیشتری همراه است که فرد خیانت کند (اگر او ضربه روحی را پاسخ نداده باشد و مسائل حل‌نشده داشته باشد).

قرار گرفتن در معرض خیانت در دوران کودکی می‌تواند خطر خیانت را افزایش دهد.

اعتیاد به سکس: مسلما، اعتیاد به سکس در یک همسر این احتمال را افزایش می‌دهد که آن‌ها از جنبه فیزیکی ازدواج خود ناراضی باشند و به دنبال رابطه دیگری باشند.

عوامل خطرساز بااین نوع روابط

مشکلات در رابطه زناشویی نیز می‌تواند عامل خطر خیانت باشد.

برخی از این موارد عبارتند از:

  • قطع ارتباط عاطفی و / یا فیزیکی
  • سازگاری کم (افرادی که به دلایل اشتباه ازدواج‌کرده اند): سازگاری کم می‌تواند منجر به حس پشیمانی طرف شود.
  • خشونت خانوادگی و سواستفاده عاطفی
  • فشارهای مالی
  • عدم احترام

دلایل خیانت

با یا بدون عوامل خطر ازدواج فرد و یا زناشویی، این دلایل ممکن برای خیانت زناشویی وجود دارد.

با این حال، بسیاری از دلایل، چند نوع هستند.

یکی نقش نیازهای برآورده نشده است.

یک همسر ممکن است قادر نباشد نیازهای همسر خود را برآورده کند، اما اغلب آن نیازها بیان نشده است.

شریک زندگی دارای اهمیت نیست.

یکی دیگر، عدم پرداختن مستقیم به مشکلات است.

گریز از مشکلات (اجتناب از مناقشه)به جای ماندن و پرداختن به آن‌ها عنصر حیاتی دیگری در ارتباط و تعهد در ازدواج است.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

جهت تماس کلیک کنید